No Hard Feelings داستان زنی به نام مدی بارکر با نقش آفرینی جنیفر لارنس را روایت می‌کند که راننده اوبر و بارتندر یک کافه ساحلی است. او که به تازگی جوانی را پشت سر گذاشته، با ورشکستگی روبه‌رو است و نمی‌تواند هزینه مالیات خانه‌ای که از مادرش به ارث برده و ماشین کارش را بپردازد. به همین جهت برای رهایی از این معضل مالی با خانواده‌ای ثروتمند به نام بکر قرارداد کاری می‌بندد.  

کارفرمایان جدید از او می‌خواهند که در ازای دریافت یک بیوک با پسر نوجوان ۱۹ ساله خجالتی‌شان، پرسی، قرار ملاقات بگذارد. پرسی هیچ ارتباط جنسی و یا هیچ خوش گذرانی که دیگر جوانان انجام می‌دهند را تجربه نکرده؛ بنابراین والدین او امیدوارند که با این کار تا قبل از حضور پرسی در دانشگاه پرینستون، اعتماد به نفسش افزایش پیدا کند.

فراموش نکنید که حتما سراغ مقاله بهترین فیلم های جنیفر لارنس بروید و با برخی از آثار درخشان او آشنا شوید.

روایتی که تصویرش واقعی نیست!

No Hard Feelings

این فیلم که در ژانر درام و کمدی جنسی ساخته شده؛ شاید با چند جوک و چند سکانس از دعوا، گریز از مخمصه و اکت‌های هیجانی بتواند بخش کمدی خود را تقویت کند. با این وجود حقیقت ماجرا این است که نمی‌شود در یک فیلم کمدی به خندیدن، آن هم برای چند دقیقه بسنده کرد. مشکل اساسی این فیلم از نویسندگی آن نشأت می‌گیرد. 

همان ابتدای کار کمی یکه می‌خوریم که مدی چطور برای پرداخت مالیات به روش‌های دیگری اکتفا نمی‌کند. یا چرا والدین پرسی با وجود نگرانی‌های افراطی و چک کردن متوالی فرزندشان آنقدر مایلند که او کارهای خطیری را تجربه کند. داستان پردازی‌های این چنینی، همیشه به دور از پذیرش ذهن رقم می‌خورند.

No Hard Feelings

علاوه بر این که خط داستانی باورناپذیر این فیلم از آغاز کمی ذهن مخاطب را آشفته می‌کند، در میانه هم با نوع شکل گرفتن رابطه مدی و پرسی نمی‌توان ارتباط برقرار کرد، چرا که رابطه این دو اجباری و ناراحت کننده است. مدی به طرز ترسناک و غیر عادی پرخاشگر و شیدا است و این غیر منطقی به نظر می‌رسد که پرسی به او علاقمند شود.

چون پرسی برخلاف او، منزوی، ساکت و معقول‌تر رفتار می‌کند. برای شروع این رابطه چیزهای مشترک کمی بینشان وجود دارد. بنابراین هیچ دلیل واقعی برای دوستی آن‌ها وجود ندارد و در نتیجه این کمدی بی نظم به نظر می‌رسد. 

بازیگران از فیلم‌نامه پیشی می‌گیرند!

No Hard Feelings

جنیفر لارنس اثبات کرده که از پس هر نقشی برمی‌آید. او به درستی می‌تواند یک آدم عصبانی، بامزه و بی‌ثبات باشد. حتی به خوبی از پس شوکه کردن بیننده و پرسی برمی‌آید.

مدی با ساختن کاردستی کودکانه برای دوست بزرگسال حامله‌اش و مقاومت در برابر گفتن سن حقیقی خود به دیگران و دچار فروپاشی شدن حین معاشرت در جمع جوانان کم سن‌تر، به خوبی نشان می‌دهد که او از یک دوگانگی رنج می‌برد. نوعی تناقض رفتاری یا گیر کردن بین بزرگسالی و خردسالی!

در واقع جنیفر لارنس به نحو درستی یک بزرگسال در شرف بحران میانسالی را به تماشا می‌گذارد. نقش مکمل او نیز به خوبی از پس بازی کردن در لباس یک پسر نوجوان خجالتی برمی‌آید. با این وجود، متاسفانه فیلم‌نامه آنقدر ضعیف است که هیچ کدام از اعمال پرسی قابل باور نیست. 

No Hard Feelings

چطور می‌شود تمام عمر یک نوجوان منزوی بمانی و هیچ دوستی برای معاشرت نداشته باشی و با این که نوازنده قابلی هستی حتی برای خانواده خود هم اجرایی به نمایش نگذاری، اما به یکباره تصمیم بگیری که در یک رستوران لوکس و شلوغ پشت پیانو بنشینی و برای عده‌ای غریبه اجرا کنی؟

داستان به همین جا ختم نمی‌شود و پرسی حتی غیر منطقی‌تر عمل می‌کند و با صدای بلند شروع به خواندن می‌کند! با این نوع شخصیت سازی از این کاراکتر، فقط یک احمق دمدمی مزاج به جا می‌ماند، نه یک پسر جوان دچار اضطراب اجتماعی و درون‌گرا!

فیلم بی دست انداز!

No Hard Feelings

پلات فیلم فقط دچار یک پیچیدگی است. آن هم ارتباط دو نفر با اختلاف سنی ۱۳ سال! این خط ممتد تا انتهای داستان ادامه دارد! هیچ مسیر فرعی و هیچ دغدغه جدیدی وارد خط داستانی نمی‌شود. این مسئله تا حدی فیلم No Hard Feelings را حوصله سر بر رقم می‌زند. از میانه فیلم که همه چیز رمانتیک و دراماتیک‌تر اتفاق می‌افتد، فشار کمدی کم می‌شود و شرایط را کلیشه ای‌تر می‌کند. به طوری که می‌توان دیگر به هیچ سکانسی نخندید و فقط به صحنه‌های تکراری عشق و دلشکستگی دو شخص که با هم تفاوت سنی دارند خیره شد.

No Hard Feelings

 مسئله دیگر که ذهن را مشغول می‌کند این تحت فشار گذاشتن جنسی یک نوجوان ۱۹ ساله است! با دیدن این فیلم نمی توانم نتیجه بگیرم که کارگردان قصد داشت با این معضل بجنگد یا این نوع سوء استفاده را حتی یک مشکل بنیادی نمی‌پندارد! این فیلم در برخی مواقع به افکار پدوفیل نزدیک است! اما اگر قرار بود از این اختلال نتیجه درستی بگیریم قطعا فیلم لولیتا برای آگاهی مخاطب در این زمینه کافی است.

جدای از همه این مسائل، No Hard Feelings از آن دسته فیلم‌های قابل پیش بینی است. همه چیز خط صافی را طی می‌کند و هیچ المان جدیدی هم در فیلم ما را شگفت زده نمی‌کند. آنقدر حدس زدن سکانس‌های ندیده در این فیلم راحت است که هر کدام از ما، می‌توانست در جایگاه سازنده، فیلم را پیش ببرد!

No Hard Feelings

No Hard Feelings ویژگی‌های جنسیتی، اختلافات طبقاتی و تفاوت‌های اخلاقی را با آمیزه‌ای از طنز اساس کار خود قرار می‌دهد و می‌توانست با به بازی گرفتن این مفاهیم، مخاطب را شوکه کند. در واقع بیننده را در مسیری قرار دهد تا مجبور شود خودش را در یکی از این دسته‌ها جای بگیرد.

اما همه چیز آنقدر در معرض دید و ساده تجسم می‌شود که فرصت یک کنجکاوی کوچک را هم از مخاطب سلب می‌کند. شاید به همین دلیل است که از میانه فیلم دیگر چیزی برای کشف کردن وجود ندارد و همین موضوع فیلم را کلیشه‌ای و خسته کننده رقم می‌زند.

روند اشتباه ایده داستانی!

No Hard Feelings

این داستان پتانسیل زیادی برای روایت دارد. شاید اگر فراز و نشیب‌های فیلم بیشتر بود و فرعیات هم به نوعی داستان را پر چالش می‌کرد، همه چیز جالب‌تر رقم می‌خورد. No Hard Feelings صحنه‌های واقعا خنده داری را به نمایش می‌گذارد اما خیلی کوتاه و گذرا. 

هسته فیلم شیرین و طنز است اما برجنبه‌های کمدی آن مانور داده نمی‌شود. همچنین بازی‌های خوبی از بازیگران می‌بینیم که لایق شخصیت پردازی قوی‌تر و بهتری هستند و فیلم‌نامه اثر در حق هنر آن‌ها اجحاف کرده است. تا میانه فیلم، همه چیز قابل تحمل‌تر و خوش ساخت‌تر پیش می‌رود اما بعد از آن داستان از هم گسیخته می‌شود تا جایی که دیگر حتی چیزی برای خندیدن هم وجود ندارد.


دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟