از مارها و عنکبوت‌ها گرفته تا کوسه‌ها و دلقک‌ها، در این مطلب از ویجیاتو ۱۰ فیلمی را معرفی می‌کنیم که در طول سال‌ها ترس‌های واقعی ما را چاشنی آثار ترسناک خود کرده‌اند. هر روز، میلیون‌ها نفر زندگی خود را در ترس و فوبیا می‌گذرانند و از یک یا چند فوبیا رنج می‌برند. در حالی که برخی از آنها نادر هستند، مانند «آراکی بوتیروفوبیا» که ترس از چسبیدن کره بادام زمینی به سقف دهان شما و همان خفه شدن است، برخی دیگر رایج‌تر هستند و افراد را از انجام کارهای ساده مانند چسباندن انگشتان پا در آب اقیانوس باز می‌دارند.

برای دهه‌ها، ژانر ترسناک ترس‌های واقعی ما را کنار گذاشته و از آنها برای سود مالی بهره‌برداری می‌کند، در حالی که تماشاگران را تا حد مرگ می‌ترساند. با این حال، با وجود این فوبیاها، این ما را از رفتن به سینما منصرف نکرده است، یا برای غلبه بر آنها، یا ترسیدن از آنچه در صفحه نمایش می‌بینیم. از موفقیت‌های کلاسیک گرفته تا فیلم‌های پرفروش اخیر، بیایید نگاهی به ۱۰ فیلمی بیندازیم که از ترس‌های ما به نفع خود استفاده کرده‌اند و تجربه‌های سینمایی واقعاً وحشتناکی را رقم زده‌اند.

Cujo


Cujo

هیچ کس بهتر از استفن کینگ نمی‌داند که چگونه با ترس‌های روزمره ما بازی کند. او استاد برداشتن چیزی بی ادعا و تبدیل آن به بدترین کابوس ما شده است. برای افراد مبتلا به سگ‌هراسی یا سینوفوبیا، که ترس از سگ است، Cujo یک سناریوی وحشتناک است که به لطف اقتباس لوئیس تیگ از رمان پادشاه در سال 1983 جان گرفت.

این فیلم با بازی دی والاس، فرضیه ساده یک زن و فرزندش را دنبال می‌کند که در یک ماشین خراب به دام افتاده‌اند، با یک سگ سنت برنارد هار که هر حرکت آنها را تعقیب می‌کند. با طلوع آفتاب ظهر، تنش افزایش می‌یابد، و به وضعیت داغ از قبل می‌افزاید. بدون غذا، بدون آب و بدون حضور هیچ کس در اطراف برای کمک به آنها، این به والاس بستگی دارد که راهی برای نجات پیدا کند و پسرش را قبل از اینکه تسلیم کم آبی شود نجات دهد. ممکن است راه حل آسانی برای فرار به نظر برسد، اما وقتی یک سگ مبتلا به هاری سعی دارد شما را از هم جدا کند، همه چیز سیاه و سفید است.

The Ruins


The Ruins

اگرچه آنها برای برخی بی ضرر هستند، اما برای کسانی که گیاه هراسی دارند، ترس از گیاهان بسیار واقعی است. به همین دلیل است که ایده گیر افتادن در بالای معبد مایاها با تاک گوشتخوار، فیلم کارتر اسمیت را در سال 2008 به نام The Ruins بسیار وحشتناک می‌کند.

این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام در سال 2006 ساخته شده است، چهار گردشگر آمریکایی را می‌بیند که در جایی که نباید سفر می‌کنند، در نتیجه منجر به گرفتار شدن آنها در موقعیتی غیرممکن می‌شود، در حالی که همه تلاش می‌کنند با عطش خون توسط درخت انگور تلف نشوند. چند مایا خشمگین را که ابتدا تیراندازی می‌کنند به داستان پرتاب کنید، و بعداً سؤال بپرسید، و The Ruins ترس ما از گیاهان را در یک اقتباس ترسناک ماهرانه نشان می‌دهد که باعث می‌شود قبل از آبیاری سرخس‌ها دو بار به پیامد آن فکر کنید.

Snakes on a Plane


Snakes on a Plane

در حالی که آنها ممکن است برای برخی از افراد حیوانات خانگی خوبی بسازند، ولی آنهایی که مبتلا به اوفیدیوفوبیا هستند نمی‌خواهند کاری با مارها نداشته باشند، و من نیز از آن‌ها بسیار متشکرم. آنها مطمئناً نمی‌خواهند در حالی که در ارتفاع 30000 پا در هوا پرواز می‌کنند به خزندگان سمی فکر کنند، این همان چیزی است که باعث می‌شود فیلم کالت و تماشایی Snakes on a Plane، بسیار هولناک باشد.

با حضور مارهای پیتون، مارهای زنگی، مارهای حرا، و تقریباً هر مار دیگری که فکرش را بکنید، Snakes on a Plane مسافران یک پرواز ناآگاه را به طور کامل تحت فشار قرار می‌دهد. ساموئل ال جکسون نیز در این پرواز حضور درد که نتیجه آن یک فیلم ترسناک کمدی بود که مطمئناً حتی سرسخت ترین عاشق مارها را نیز به وحشت می‌اندازد. برای آنهایی که هوا هراسی دارند، که ترس از پرواز است، مارهای روی هواپیما خود ترسی مضاعف است که هیچ مرزی ندارد. با انتشار اخبار اخیر در مورد نفوذ یک مار کبری به کابین یک خلبان، ما برای مدتی پایمان را روی زمین خواهیم گذاشت.

The Descent


The Descent

کسانی که ترس شدید از تاریکی یا همان تاریکی‌هراسی دارند، The Descent را به اندازه کافی آزاردهنده می‌یابند، اما وقتی با کلاستروفوبیا همراه شود، به فیلم وحشتناک تری تبدیل می شود که ترس ما از فضاهای تنگ را نیز چاشنی ماجرای ترسناکش می‌کند.

داستان فیلم به دنبال شش زن است که برای یک ماجراجویی افسونگر به کوه‌های آپالاچی می‌روند، The Descent بدترین ترس‌های ما را نشانه می‌رود، زیرا نه تنها شخصیت‌های این فیلم در یک سیستم غار ناشناخته به دام افتاده‌اند، بلکه این زنان در ادامه نیز توسط موجودات انسان نما به وحشت می‌افتند. این اثر سینمایی با عنوان The Descent به کارگردانی نیل مارشال، یک فیلم ترسناک بریتانیایی عالی با تنش‌های فراوان است که برای کسانی که اغلب به این فکر می‌کنند که در تاریکی شب چه اتفاقی می‌افتد، تجربه‌ای میخکوب‌کننده است.

M3GAN


M3GAN

هوش مصنوعی به خودی خود ترسناک است، اما برای افرادی که تکنوفوبیا یا فناوری‌هراسی دارند، دیدن هوش مصنوعی در یک عروسک حتی بیشتر از این نگران‌کننده است. اما چرا؟ چون بر اساس این فیلم عروسک‌های هوشیار می‌توانند به راحتی به فرزندان ما حمله کنند. اثر موفقیت آمیز اخیر با نام M3GAN، این ترس‌ها را به خوبی نشانه می‌رود و از خطرات هوش مصنوعی تا جایی استفاده می‌کند که زندگی خارج از شبکه اینترنت را نیز به چالش می‌کشد.

در حالی که فیلم‌هایی مانند The Terminator و I Robot سال‌ها افراد مبتلا به تکنولوژی هراسی را به وحشت انداخته‌اند، اما فیلم M3GAN این ترس و وحشت را به معنای واقعی کلمه به درون خانه می‌آورد. در واقع زمانی که یک کودک عزادار یک نمونه اولیه عروسک هوش مصنوعی توسط عمه‌اش دریافت می‌کند، یک بازی عجیب بین عروسک و این خانواده شروع می‌شود. کسانی که دچار ترس از عروسک هستند، M3GAN را به همان اندازه آزاردهنده می‌یابند و این باعث می‌شود که درباره همه عروسک‌های سخنگو که به بچه هایمان می‌دهیم تجدید نظر کنیم.

Cabin Fever


Cabin Fever

فیلم کلبه تب‌دار با اولین کارگردانی کارشناس آثار ترسناک، الی راث، تمام تلاش خود را می‌کند تا افراد مبتلا به میسوفوبیا یا آلوده‌هراسی را تا حد امکان به وحشت بیاندازد. این فیلم با اجرای یک بازی ترس شدید از میکروب‌ها، گروهی از فارغ التحصیلان دانشگاهی را نشان می‌دهد که قربانی یک ویروس گوشتخوار در یک کابین دورافتاده در جنگل می‌شوند.

اگرچه این نشان نمی‌دهد که شیوع یک بیماری در مقیاس جهانی چگونه است، اما تب کابین یا کلبه تب‌دار همه‌گیری ویروس خود را محدود می‌کند و صحنه‌های بی‌رحمانه‌ای را ارائه می‌دهد که برای افراد ضعیف مناسب نیست. این یک بررسی کامل از پارانویا و انزوا است که باعث می‌شود بعد از اتمام آن بخواهید حمام لیزول بگیرید. در حالی که این اثر در سال 2016 یک بازسازی غیرضروری داشت، اما هیچ چیز به اندازه آنچه نسخه اصلی برای وحشت‌زده کردن بینندگان پس از انتشار انجام داد، نخواهد بود.

Arachnophobia


Arachnophobia

این اثر سینمایی با بازی جان گودمن، جف دانیلز و جولیان ساندز فقید، با عنوان خودش گویای همه چیز است. تیم تولید این اثر با سوء استفاده از ترس از عنکبوت‌ها، عنکبوت هراسی را نشان می‌دهد که عنکبوت‌ها پس از حمله به یک شهر در کالیفرنیا، و هجوم بر ساکنان آن، چقدر می‌توانند خطرناک باشند.

با بازگشتی به ویژگی‌های موجودات گذشته، این فیلم بیشتر به ترس‌های برآمده از اتمسفر فضای فیلم می‌پردازد تا ترس‌های مستقیم. در واقع سازندگان با نمایش صحنه‌های ناراحت‌کننده‌‌ای که توسط تلاش‌های کمدی گودمن برای کاهش تنش انجام می‌شود، پیش می‌رود. کسانی که از عنکبوت می‌ترسند، آن را عمیقاً آزاردهنده می‌یابند، زیرا پایان و اوج فیلم به اندازه کافی نمای نزدیکی از این موجودات دارد تا ترس در روی پوست شما بخزد، گویی صدها جانور هشت پا در سراسر شما می‌رقصند.

It


It

داستان استفن کینگ در سال 2017 توسط کارگردان اندی موشیتی بازسازی شد، اما مینی‌سریال تلویزیونی اصلی آن در سال 1990، به لطف بازی تیم کوری در نقش دلقک افسانه‌ای پنی‌وایز، نسلی از افراد مبتلا به کولروفوبیا یا همان دلقک هراسی را به وحشت انداخت. تا به امروز، بینندگان هنوز آن بینی قرمز روشن و آن دندان‌های تیغی را که به نظر می‌رسید از تلویزیون بیرون می‌پرند و بازوی شما را گاز می‌گیرند، به یاد دارند.

این اقتباس از رمان استیون کینگ که هنوز یک رمان کلاسیک جذاب است، به دلیل اقتباس تلویزیونی با مشکلات زیادی مواجه شد، اما کوری به خوبی از زمان خود به عنوان دلقک شیطانی که در نیمه اول مینی سریال گروه‌ بازنده‌ها را وحشت زده می‌کرد، نهایت استفاده را کرد. عاقلانه بودن این موجود در تمام طول نمایش، که او را بیش از پیش ترسناک می‌کرد، حالات صورت او همراه با آرایش و پروتز خاص، تمام و کمال برای تلویزیون واقعاً وحشتناک ساخته شد. این یکی از به یاد ماندنی‌ترین نقش‌های اوست، و اگرچه بیل اسکارشگورد جانشین شایسته‌ای بود، اما هیچ‌چیز نمی‌تواند نقش‌آفرینی ترسناک تیم کوری را که هنوز هم باعث ایجاد لرز در ستون فقرات ما می‌شود، فراموش کند.

The Birds


The Birds

این فیلم کلاسیک آلفرد هیچکاک تیپی هدرن و راد تیلور را در فیلمی که بر اساس داستان کوتاهی از نویسنده انگلیسی، دافنه دو موریر ساخته شده است، به نمایش می‌گذارد. اگرچه ممکن است با استانداردهای امروزی این اثر یک فیلم رام به نظر برسد، اما «پرندگان» یکی از آن فیلم‌هایی است که در آزمون زمان مقاومت می‌کند و باعث می‌شود افراد مبتلا به پرنده‌هراسی با وحشت از میان انگشتان خود داستان را تماشا کنند.

ممکن است فکر نکنید که یک پرنده می‌تواند آسیب زیادی به شما وارد کند، و ممکن است حق با شما باشد، اما وقتی آنها در یک گله یا دسته در کنار هم قرار می‌گیرند، آن مهره داران خونگرم می‌توانند به خوبی کره چشم شما را به خوبی از بین ببرند. پرندگان که نه تنها از داستان دو موریه، بلکه از یک حمله واقعی پرنده در کاپیتولا، کالیفرنیا در سال 1961 الهام گرفته شده است، ثابت می‌کند کسانی که از حیوانات بالدار می‌ترسند دلیل موجهی برای انجام این کار دارند. با افزایش حملات پرندگان، بهتر است هنگام بیرون رفتن و در اطراف آشیانه این پرندگان، آسمان را بهتر تماشا کنید، مبادا لحظه‌ای را ببینید که توسط چند گنجشک مورد حمله قرار گرفته‌اید.

Jaws


Jaws

چیزی که در مورد کوسه ترسناک است، آن تیزی پشت آن و چشمان بی جان و سیاه مانندش همچون چشمان عروسک است. اینها سخنان رابرت شاو بود که در نقش کوئینت در کنار روی شایدر و ریچارد دریفوس در فیلم موفق سال 1975 یعنی آرواره‌ها بازی کرد. این فیلم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ یکی از آن فیلم‌های نادری است که تا به امروز در میان مخاطبان طنین انداز شده است. برای کسانی که به ترس از کوسه‌ها مبتلا هستند، سخنرانی معروف کوئینت در یو اس اس ایندیاناپولیس، مخاطبان را لرزاند، اما گویی تهدید یک کوسه سفید بزرگ به تنهایی کافی نیست.

برای مبتلایان به تالاسوفوبیا، که ترس از اقیانوس است، آرواره‌ها اثری ترسناک‌تر از حد معمول است، حتی اگر کوسه به سختی در فیلم ظاهر شود، این چیزی است که آن را بسیار وحشتناک می‌کند. اما ترس از چیزی که نمی‌بینید گاهی بیشتر از ارائه خود هیولا است. در حالی که احتمال حمله یک کوسه حدود 1 در 3.5 میلیون است، اما این اعداد برای کسانی که از فوبیای واقعی از ماهی که 450 میلیون سال گذشته را در آب‌های عمیق شنا کرده‌اند، آسایش خاطر کمی می‌دهد.


دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه داستان فیلم را اسپویل می‌کند؟